فی ما فی

خرید بک لینک

عناصر گروه تروریستی داعش دهها تن از اهالی موصل عراق را با اسید نیتریک اعدام کردند.

عناصر گروه تروریستی داعش دهها تن از اهالی موصل عراق را با اسید نیتریک اعدام کردند.

به گزارش پرس تی وی، پایگاه خبری عرب زبان سومریه به نقل از یک منبع آگاه اعلام کرد، تروریستهای تکفیری 25 تن را به جرم همکاری با نیروهای عراقی و جاسوسی برای آنها با اسید نیتریک شکنجه و اعدام کردند.

این منبع که نخواست نامش فاش شود گفت، تروریستهای داعش ابتدا قربانیان خود را با طناب بستند و سپس آنها را به درون حوضچهای از اسید نیتریک انداختند.

گفته میشود، داعش به منظور ایجاد رعب و وحشت در میان مردم، قربانیان خود را در ملاء عام اعدام کرد.

در تاریخ 24 اردیبهشت 1395 نیز تروریستهای داعش 11 تن از ساکنان موصل را به جرم حمل تلفن همراه اعدام کردند.

پیشتر در 21 اردیبهشت نیز داعش پنج تن از اعضای یک خانواده عراقی را در کرکوک زنده زنده سوزاندند. داعش این پنج تن را به تلاش برای فرار از مناطق تحت کنترل تروریستها متهم کرده بود.

در فروردین ماه نیز عناصر داعش 250 زن را در موصل اعدام کردند. این زنها پیشنهاد ازدواج موقت با عناصر داعش را رد کرده بودند.

جان کوبیس، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در عراق و مدیر مأموریت یاری رسانی سازمان ملل به عراق در جلسه شورای امنیت گفت، طی ماههای اخیر، بیش از 50 گور دسته جمعی در مناطق مختلف عراق که پیشتر در کنترل داعش بود، کشف شده است.

تروریستهای داعش پس از حمله به عراق در تابستان 2014 (1393) بخشهای گستردهای از غرب و شمال این کشور عربی را اشغال کردند.

نیروهای ارتش عراق همراه با نیروهای پیشمرگه کرد، مبارزان شیعه و قبایل سنی عراق در سال گذشته (1394) تروریستهای تکفیری را از بسیاری از مناطق این کشور عربی عقب راندند و شهرهایی از جمله رمادی، تکریت و بیجی را آزاد کردند.

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 126 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:35

رییسجمهور در دیدار با حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی حوزههای علمیه، بویژه حوزه علمیه قم و مراجع عظام تقلید را یکی از بزرگترین پشتوانهها و سرمایههای معنوی و فرهنگی ملت و دولت دانست.

به گزارش ایسنا حسن روحانی روز جمعه با حضور در بیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در قم، گفت: در ترسیم راهبرد فرهنگی کشور و در صحنه نگه داشتن مردم، حوزه نقش اساسی دارد.

وی با تشریح برنامه ها و دستاوردهای دولت یازدهم در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، از حوزههای علمیه، مراجع عظام تقلید و بویژه حضرت آیت الله مکارم شیرازی که در تمام مراحل و سختی ها، از دولت پشیبانی کرده اند، سپاسگزاری کرد.

وی با ارائه آمار و استنادات اظهار کرد: در حوزههای علمی و فرهنگی و بویژه در مدارس و دانشگاه ها، حرکت خوب و رو به رشدی در کشور انجام گرفته که این روند باید با شتاب بیشتری ادامه یابد.

وی برقراری آرامش در بازار اقتصادی کشور، کاستن از نرخ تورم و رشد یک درصدی در سال ۹۴ به رغم کاهش بهای نفت را، از جمله دستاوردهای دولت برشمرد و تاکید کرد: تمام تلاش دولت یازدهم رسیدن به نرخ رشد ۵ درصدی در سال جاری است.

رییسجمهور افزود: در بحث اشتغال به رغم اینکه طی سالهای گذشته اشتغال خالص تقریبا صفر بود، اما این رقم از سال ۹۳ افزایش یافت و روند اشتغالزایی با ایجاد رونق در کشور، ادامه مییابد.

وی ابراز امیدواری کرد که با حمایتها و پشتیبانیهای حوزههای علمیه که در تاریخ کشور همیشه پیشتاز بودهاند و امروز نیز این پیشتازی را حفظ کردهاند، جایگاه ایران اسلامی در منطقه و جهان بیش از پیش ارتقا یابد.

سخنان مکارم شیرازی

حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی نیز در دیدار رییس جمهوری اسلامی ایران، با قدردانی از تلاش های دولت یازدهم برای اعتلای ایران اسلامی، تصریح کرد: دولت برای بهبود وضعیت کشور و رسیدگی به وضعیت محرومان و اقشار ضعیف جامعه اقدامات زیادی انجام داده و در این مسیر به موفقیت های خوبی نیز دست یافته است که باید با عزم بیشتر و حمایت همگان ادامه یابد.

مرجع عالیقدر جهان تشیع در این دیدار که صبح پنجشنبه و در بیت معظم له برگزار شد، خطاب به حسن روحانی افزودند: شما رییس جمهوری موفقی هستید و با وجود همه مشکلاتی که بخشی از آن میراث گذشته و بخش دیگر نیز شیطنت اجانب و بیگانگان است، به تلاش های خود برای ساختن کشور ادامه میدهید.

وی با تاکید بر اینکه «نباید انتظار داشت که مشکلات یک شبه حل شود»، گفت: برای رفع این مشکلات زحمات زیادی متقبل شده اید و بحمدالله موفقیت های خوبی نیز نصیب دولت شده است که باید با جدیت بیشتر برای خدمت به مردم و بویژه محرومان ادامه یابد.

آیتالله العظمی مکارم شیرازی با تاکید بر ضرورت تقویت وحدت در جامعه تاکید کرد: برخی با ایراد گرفتن های بدون توجه به امکانات و حتی ارائه یک پیشنهاد برای رفع مشکلات، به دنبال مایوس کردن مردم هستند و این در حالی است که انتقاد کردن صرف، و بدون ارائه پیشنهاد، عادلانه و منصفانه نیست.

وی در همین ارتباط ضرورت پرهیز از جناح گرایی و توجه به منافع ملی را خاطرنشان کرد و گفت: متاسفانه برخی هنوز جناحی فکر می کنند که معنای آن، فدا کردن منافع ملی به پای منافع جناحی است؛حرکتی که همگان بشدت باید از آن پرهیز کنند.

این مرجع عالیقدر جهان تشیع در ادامه با ارائه رهنمودهایی در حوزه های اقتصادی و فرهنگی اظهار کرد: بیکاری یکی از معضلات اساسی جامعه امروز است و دولت باید با اطلاع رسانی بیشتر، دستاوردهای خود را در این حوزه برای مردم تشریح کند و برای حل قطعی مشکل اشتغال، همچنان اهتمام داشته باشد.

آیتالله العظمی مکارم شیرازی در ادامه، توزیع نامناسب یارانه ها را یک معضل برای اقتصاد کشور دانست و با تاکید بر ضرورت عزمی راسخ برای رفع این معضل، افزود: در حالی که کشور برای پیشبرد طرح های مرتبط با تولید و آبادانی و اشتغال بشدت نیازمند سرمایه است، مشکل بزرگ توزیع یارانه به صورت عمومی باید حل شود.

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 113 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:35

رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان گیلان در مورد شگرد جدید سارقان در ایجاد نقص در خودپردازهای بانکی به شهروندان هشدار داد.

رئیس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی استان گیلان در مورد شگرد جدید سارقان در ایجاد نقص در خودپردازهای بانکی به شهروندان هشدار داد.

به گزارش ایرنا، سرهنگ فرهاد فلاح کریمی گفت: در تازه ترین روش مجرمانه برای سرقت، متهم در زمان های خلوت روز، به دستگاه خودپرداز یکی از بانک ها مراجعه و با شگردی مجرمانه اقدام به بستن خروجی پول دستگاه عابربانک کرده و منتظر قربانی می ماند.

وی افزود: قربانی که از نقص ایجاد شده در دستگاه خودپرداز بی اطلاع می باشد، جهت دریافت پول به باجه مراجعه و پس از وارد کردن کارت بانکی و انجام سایر عملیات منتظر دریافت پول خود شده ولی به دلیل نقص ایجاد شده در خروجی پول، قادر به دریافت پول نشده و بعد از مدتی کارت خود را دریافت و محل را ترک می کند.

سرهنگ فلاح کریمی بیان داشت: فرد مجرم که تمامی حرکات قربانی را زیر نظر دارد، به باجه خودپرداز این بانک مراجعه و پس از شروع به کار مجدد دستگاه خودپرداز، پیغام که آیا درخواست دیگری دارید را اجرا و بله را فشار داده و مبلغی را دریافت یا اینکه کلیه موجودی قربانی را به حساب دیگری منتقل می کند.

رئیس پلیس آگاهی استان گیلان با بیان اینکه هماهنگی های لازم برای برطرف شدن این نقص با بانک مربوطه انجام شده، از شهروندان خواست هرگونه موارد مشکوک را به مرکز فوریت های پلیسی 110 اطلاع دهند.

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 111 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 18:35

کولیندا گرابار کیتاروویچ" رئیس جمهور 48 ساله کرواسی که برای دیدارهای دیپلماتیک به ایران آمده، از سوی برخی کاربران ایرانی هم خوشامدگویی شنید و صفحه اینستاگرامش صدها کامنت فارسی گرفته است.

کاربران ایرانی بعد از ورود ورود هر شخصیت سیاسی، هنری و ورزشی به کشورمان در شبکه های اجتماعی از آنها استقبال می کنند، حال برخی با روی خوش و بعضی دیگر با کامنت های توهین آمیز که خوشبختانه این بار رئیس جمهور کرواسی مورد عنایت کاربران قرار گرفت.



فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 132 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28

کارشناسان اعتیاد معتقدند، مشکل درمان اعتیاد، دیگر کمبود مراکز درمان اعتیاد نیست و مسئله مهم، بی توجهی به درمان های غیردارویی است. آنها می گویند حذف درمانهای غیردارویی، حذف درمان اعتیاد است.

به گزارش مهر، سه هفتهای میشود که مسئولان هشدار دادهاند که تریاکها آغشته به سرب است و اخبار هم حکایت از آن دارد که میزان مسمومیت معتادان روزبهروز بیشتر میشود. دکتر پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر اولین کسی بود که بهطور رسمی این مسئله را مطرح کرد و به مصرفکنندگان مواد هشدار داد که از قاچاقچیان تریاک نخرند و بهجای آن از مراکز درمان سرپایی اعتیاد یا مراکز کاهش آسیب شربت تریاک تهیه کنند. افشار برای اینکه هزینه درمان با شربت تریاک نسبت به خرید تریاک از قاچاقچیان بیشتر نشود هم راهکاری ارائه داد و گفت که به مراکز درمانی اعلام شده است تا خدمات روانشناختی و مددکاری را برای این افراد کاهش دهند تا قیمت تمامشده درمان اعتیاد بیشتر از قیمت خرید تریاک از قاچاقچیان نشود؛ اما این راهکار افشار برای کاهش هزینهها به مذاق درمانگران و کارشناسان حوزه اعتیاد خوش نیامده است. آنها معتقدند که این راهکار غیرکارشناسی است و عجیب است که او چنین راهحلی برای این مشکل مطرح کرده است.

دکتر حسن رفیعی، درمانگر و کارشناس اعتیاد میگوید: این اظهارنظر بر دو فرض غلط پایهگذاری شده است. فرض اول اینکه خدمات روانشناختی و مددکاری تأثیری در درمان اعتیاد ندارند و بود و نبود آنها مهم نیست. فرض دوم هم این است که برای کمک به معتادِ در حال درمان یک ریال هم نمیخواهیم خرج کنیم.

او بر این اعتقاد است که مشکل اصلی درمان اعتیاد در ایران این است که به بیمار فقط و فقط خدمات پزشکی ارائه میشود آنهم نه در حد استاندارد و به شکلی که در منابع درمان اعتیاد آمده است: متأسفانه برخی از مراکز درمان سرپایی به متادون فروشی تبدیل شدهاند. در این مراکز بیمار اصلاً پزشک را نمیبیند و بستههای متادون را منشی مرکز یا فرد غیرمتخصص دیگری که تحصیلات پایین یا غیرمرتبط دارد، به بیمار میدهد.

به گفته رفیعی، با توسعه مراکز درمان اعتیاد از سال ۸۱ با پیشگامی سازمان بهزیستی کشور که سپس وزارت بهداشت هم تابع این سیاست شد، خوشبختانه اکنون دیگر مشکل درمان اعتیاد، کمبود مراکز درمانی یا درمانهای دارویی نیست و مسئله اتفاقاً بیتوجهی به درمانهای غیردارویی است: ما در تعداد مراکز درمانی یا درمانهای دارویی دیگر مشکلی نداریم و خوشبختانه دیگر هیچ بیماری پشت نوبت انتظار نیست. امروز مشکل درمان اعتیاد در کیفیت ارائه خدمات است و حالا با این اظهارنظر همین کیفیت اندک مراکز درمانی هم تقلیل خواهد یافت و از این حد هم پایینتر خواهد آمد. با این شیوه اگر مراکزی بودند که هر سال دو جلسه گروهدرمانی برگزار میکردند آن را هم دیگر تعطیل میکنند.

این استاد دانشگاه و کارشناس اعتیاد میگوید: درمان دارویی بهتنهایی درد چندانی از اعتیاد دوا نمیکند. این درمانها حتماً باید با درمانهای غیردارویی، رواندرمانی، گروهدرمانی، ماتریکس، مداخلات اجتماعی و غیره تکمیل شود. حذف این درمانها یعنی حذف درمان اعتیاد. با متادون و شربت تریاک، باری از اعتیاد این مملکت کم نخواهد شد.

رفیعی با توزیع شربت تریاک در جامعه هم موافق نیست و میگوید: ۱۰، ۱۵ سال پیش گروهی پیشنهاد توزیع شربت تریاک را مطرح کردند که اقدامی غیرکارشناسی و مطالعه نشده بود. این دیدگاه همان زمان هم مخالفان زیادی داشت و پیشنهاددهندگان تنها با تمسک به قدرت، کار خود را پیش بردند. اما جامعه این نوع درمان را پذیرا نشد و شربت تریاک در جامعه توسعه پیدا نکرد. حالا با این روش میخواهند شربت تریاک را هم گسترش بدهند.

درمان اعتیاد باید تحت پوشش بیمه باشد

او در پاسخ به این سؤال که در شرایط اضطراری کنونی که بهطور گسترده سرب به تریاک اضافه شده است، چه راهکاری برای حل مسئله پیشنهاد میکنید، میگوید: درمان باید در جامعه گسترش پیدا کند. اگر هزینه درمان زیاد است و این باعث میشود که معتاد به سمت درمان نرود، هزینه درمان را باید دولت با بیمه یا یارانه پوشش بدهند. معلوم است که وقتی هزینه درمان اعتیاد بیش از هزینه خود اعتیاد باشد، این وسط درمان اعتیاد میبازد و معتاد رغبتی برای ترک پیدا نمیکند. راهحل این است که درمان اعتیاد تحت پوشش بیمه باشد و یارانه به آن اختصاص داده شود. مسئولان نمیتوانند این کار را بکنند، میخواهند از سر و ته درمان اعتیاد بزنند. این فقط پاک کردن صورت مسئله است، نه حل آن.

این کارشناس اعتیاد میگوید: فرض کنید که بیماری مشکل دیابت دارد و باید روزی یک قرص مصرف کند. آیا پزشک به بهانه اینکه این قرص گران است میتواند بگوید که بهجای روزی یک قرص نصف قرص بخورد؟ پیشنهاد دکتر افشار متاسفانه به همین نادرستی است و البته باید به این فکر کرد که در حالی که هرگز به مخیله هیچ پزشکی خطور نمیکند که در مورد دیابت چنین پیشنهادی بدهد، چه شده است که یک مقام مسئول در مورد اعتیاد به چنین راه حلی رسیده است؟!

هزینه بالای ترک اعتیاد معتادان را منصرف می کند

رفیعی در پاسخ به این سؤال که بیماران را چطور باید برای درمان ترغیب کنیم، میگوید: معتادان وقتی ببینند که تریاک چه عوارضی برای آنها و دیگر مصرفکنندگان ایجاد میکند، برای درمان ترغیب میشوند؛ اما همین بیمار اگر به مراکز درمانی مراجعه کند و ببیند که هزینه درمان اعتیاد از هزینه مصرف مواد بیشتر است، ترجیح میدهد همان تریاکی را مصرف کند که سرب دارد. دولت میتواند با استفاده از دو سازوکار بیمهای و حمایتی (یارانه) این تهدید را به فرصت خوبی برای جذب تعداد بیشتری از بیماران به درمان درست اعتیاد، اعم از دارویی و غیردارویی، تبدیل کند. جان شهروندان ارزش آن را دارد که اندکی از هزینههای دیگر بزنیم و صرف این کار کنیم.

عباس دیلمیزاده، مدیرعامل جمعیت خیریه تولد دوباره هم به گفتههای سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر انتقاد دارد. او میگوید: مسئله درمان ارزانقیمت از بعد اقتصادی برای آن دسته از مصرفکنندگانی که از نظر مالی بیبضاعت هستند، قطعاً کمککننده است که چنین درمانی را میتوان در مراکز کاهش آسیب به بیماران ارائه داد اما این به معنای آن نیست که باید همه درمانها را به سمت ارزانقیمت ببریم.

دیلمیزاده با بیان اینکه باید برنامههای درمانی از ارزانقیمت تا گرانقیمت در جامعه وجود داشته باشد تا هرکس بر اساس نیاز و توانایی که دارد از این برنامهها استفاده کند، گفت: درمانهای موفق در دنیا که مداخلات علمی دارد و نتایج بسیار خوبی را هم به دنبال داشته است، بسیار گرانقیمت هستند اما برای اینکه بیمار بتواند هزینههای آن درمان را بپردازد، سیستم رفاه اجتماعی با پرداخت هزینهها از طریق بیمه یا کمک دولتها بخش زیادی از این هزینهها را تامین می کند.

او میگوید در این کشورها به بهانه اینکه هزینه تمامشده درمان و بازتوانی گران است، بخشی از فرایند درمان را حذف نمیکنند بلکه دولت بخشی از هزینه درمان را متقبل میشود.

دیلمی زاده یادآور می شود: نباید با حذف بخشی از فرایند درمان هزینهها را کاهش داد. خدمات روانشناسی و مددکاری و دیگر خدمات غیردارویی بخش مهمی از فرایند درمان را شامل میشود که میزان موفقیت درمان را افزایش میدهد. به نظر من حذف این بخشها برای کاهش قیمت، راهکار مناسبی نیست و نمیتواند سیاست و برنامهریزی درستی باشد.

به گفته این فعال اجتماعی، بهتر است برنامهها و درمانهای ارزانقیمت، مانند درمانهای نگهدارنده معروف به (MMT) در کنار مراکز گذری کاهش آسیب ها (DIC) که هزینه کمی در حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان دارد، توسعه یابد تا فرد مصرفکننده کارتنخواب بتواند برای گرفتن دارو و متادون از آن بهره ببرد و بهاینترتیب خواست آقای دکتر افشار عملیاتی شود؛ اما اگر بخواهیم همین فرمول را برای سیستمهای درمان دیگر بچینیم یعنی در مراکز درمان سرپایی از آن بهره ببریم، شیوه درستی به کار نبردهایم.

او میگوید: اعتقاد من این است که باید درمانهای غیر دارویی اعتیاد در کنار درمان های دارویی گسترش پیدا کند یعنی خدمات روانپزشکی، روانشناسی، مشاوره، مددکاری، گروهدرمانی در مراکز توسعه یابد تا امکان درمان دیگر اختلالات همراه بیمار هم فراهم شود. ارائه چنین خدماتی به بیمار قطعاً باعث افزایش هزینه درمان میشود یعنی تعرفهها از آنچه در حال حاضر است گرانتر میشود، اما کیفیت افزایش مییابد. آنوقت دولت میتواند نقش و وظیفه اصلی خودش را در سیستم رفاه و عدالت اجتماعی بازی کند و هزینههایی را که بیماران کم بضاعت نمیتوانند بپردازد، از طریق بیمه یا یارانه متحمل شود. به این ترتیب چند لایه درمانی برای مقاصد مختلف و گروههای هدف مختلف در جامعه خواهیم داشت؛ و هم فرد مصرفکننده کارتنخواب میتواند از خدمات ارزانقیمت و کاهش آسیب بهره ببرد و هم برنامه خاص و ویژهای برای افرادی که توانایی مالی بالا دارند، تدارک دیده میشود.

دیلمیزاده میگوید: یک برنامه اقامتی کامل و درست ماهیانه بیش از ۳ هزار دلار در کشورهای دیگر هزینه دارد درحالیکه ما هنوز نتوانستیم برنامههای اقامتی یا برنامههای درمان تخصصیتری در کشورمان داشته باشیم که قیمتهای بالاتری دارد.

سند معتبری برای بغرنج بودن شرایط وجود ندارد

او در پاسخ به این سؤال که در شرایط بحرانی کنونی که میزان مسمومیت سربی در مصرفکنندگان مواد افزایشیافته است، چه باید کرد، میگوید: مطمئن نیستم که شرایط بحرانی باشد چون هنوز شواهد دقیق و درستی از این موضوع در دست نیست. همه دادههای من بر اساس شنیدهها و ادبیات شفاهی است و هیچ سند و مدرک معتبر و مستندی وجود ندارد که نشان دهد شرایط بغرنج است. به همین دلیل من بهعنوان یک فعال اجتماعی نمیدانم وضعیت تا چه حد بحرانی است. من فکر کنم در ابتدا باید یک تحقیق دقیق و درست از سوی مراجع علمی، تخصصی و دانشگاهی صورت بگیرد تا مشخص شود که مسئله توزیع گسترده تریاکهای آلوده به سرب در کشور تا چه اندازه صحت دارد. این تحقیق باید بهسرعت انجام شود و مستندات آن به جامعه علمی و تخصصی و درمانگران ارائه شود و وضعیت موجود برای سیستم درمانی تشریح شود.

او میگوید: راهکار سریع این است که بعد از تحقیق و پژوهش، کمیته تخصصی از کارشناسان حوزههای مرتبط شکل بگیرد و این کمیته تصمیم بگیرد که چه اقداماتی باید انجام شود. یکی از راهکارها میتواند این باشد که داروهای نگهدارندهای مانند شربت تریاک و متادون در اختیار مراکز کاهش آسیب قرار داده شود تا با هزینه پایین در اختیار گروههای آسیبپذیر و دهکهای پایین جامعه که مصرفکننده مواد هستند، قرار داده شود و با اطلاعرسانی گسترده به آنها اعلام شود که از این به بعد برای گرفتن شربت تریاک ارزانقیمت و سالم به مراکز کاهش آسیب مراجعه کنند. این کاهش قیمت و در دسترس قرار دادن دارو میتواند برای دهکهای پایین جامعه مؤثر باشد اما گروههای متوسط و بالای جامعه به این سادگی برای ترک انگیزه پیدا نمیکنند. کاهش قیمت درمان برای آنها مشوق نیست. آنها به برنامههای خاص دیگری نیاز دارند که باید برای آن هم فکر شود.

او ادامه میدهد: به نظرم به سادگی نمی توان انتظار داشت که با کاهش قیمت درمان بحران [البته اگر شرایط بحرانی باشد] را مدیریت کنیم و تعداد زیادی را در یکزمان کوتاه به سمت درمان ببریم. این درست است که پایین بودن قیمت درمان میتواند مشوقی برای درمان معتادان بیبضاعت باشد ولی برای گروه های متوسط به بالا این یک فرایند طولانیمدت است یعنی در طولانیمدت اگر قیمت متناسب و درست باشد عدهای به درمان مراجعه میکنند و منظورم این است که در چنین شرایطی با کاهش قیمت درمان نمیتوانیم یکمرتبه تعداد زیادی از افراد را به سمت درمان ببریم. برای ترغیب بیماران به سمت درمان باید انگیزههای بیشتری از قیمت برایشان فراهم شود تا یکمرتبه و در یک مدتزمان کوتاه تعداد زیادی وارد چرخه درمان شوند که البته برای به وجود آوردن این انگیزهها راههای متفاوتی وجود دارد.

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 113 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28

مصطفی زمانی بازیگر سریال «شهرزاد» شبکه اجتماعی اینستاگرام را ترک کرد.

به گزارش خبرآنلاین، این بازیگر درباره دلیل ترک اینستاگرام نوشت: «تصوير زبان اشاره است،به طرق مختلف سعي كردم در اين مدت در حد توان در خدمتتان باشم،اما نتوانستم ارتباط مورد علاقه ام رو باشما برقرار كنم.

دلم ميخواد به همتون بگم ثانيهاي هم هست بذاريد واسه زندگي خودتون نه من،چه تعريف چه انتقاد وچه ...،اما متاسفانه به زبان تصوير قادر به انجام اين كار نشدم،همتون رو به خداي بزرگ ميسپارم ودر پايان نقل قولي ميكنم از يك دوست آلماني پرسيدم چرا شما سوپراستار كم دارين؟جواب:ما خيلي دير گول ميخوريم دير گول بخوريم،خداحافظ تا اطلاع ثانوي»

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 125 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 17:28

فرادید| «استفان ابونگه» فقط به خاطر رنگ پوستش از کامرون فرار کرد. او اما چند سال بعد به کشورش بازگشت تا آن پزشک رمال را پیدا کند و از او بپرسد چرا از اعضای بدن انسانهای زالتن* در «معجونهای جادویی» استفاده میکند. در برخی مناطق «زالتنی» با داشتن قدرتهای جادویی در ارتباط است. ماجرای استفان را در ادامه بخوانید.

به گزارش فرادید به نقل از بی بی سی انگلیسی،
استفان با یک دست کت و شلوار اتو کشیده و کیفی به دست، سر یک جاده جنگلی ایستاده است. عینک آفتابی برای استفان از آب هم واجبتر است، چرا که او یک زالتن است. البته یکی دیگر از کاراییهای عینک آفتابی دادن اعتماد به نفس به او است. او میگوید: «قلبم تند تند میزند. تا حالا در عمرم چنین جایی نیامدهام.»

اینجا همان جایی است که او از سالها پیش منتظرش بوده است. آن این مسیر جنگلی به مطب یک پزشک شَمن** منتهی میشود که در کار خرید و فروش معجونهای تهیه شده از اعضای بدن زالتنها فعالیت میکند.

استفان ابونگه میگوید: «میخواهم بدانم چرا افراد زال کشته میشوند. شاید پاسخ این معمای دیرینه در انتهای مسیر جنگلی باشد.»

ملاقات زالتن و پزشک ساحر
ابونگه خودش هم یک روزنامه نگار است و کاملا منطقی با حقایق برخورد میکند. او به جادو و جنبل باور اعتقادی ندارد، اما نسبت به این قرار کاری هم اصلا احساس خوبی ندارد.

در اکثر کشورهای آفریقایی و به ویژه در کشورهای تانزانیا، مالاوی و کامرون، باوری حاکم است که اعضای بدن افراد زال با قدرتهای جادویی و خوش شانسی همراه است. به همین دلیل، افرادی که فاقد رنگدانه (زالتن) هستند، با شرایط بسیار سختی در این کشورها زندگی میکنند.

ابونگه میگوید: «باور غلطی در این مناطق رواج دارد که بر اساس آن قلب، ناخنها و حتی موهای افراد زالتن میتوانند قدرتی جادویی داشته باشند. برخی بر این باورند که این قدرت در مواردی چون حاصلخیزی خاک، شکست ناپذیر شدن، پیروز شدن در یک کارزار انتخاباتی و حتی یک مسابقه فوتبال به کار میآیند... به همین دلیل است که افراد زالتن کشته و بدنشان قصابی میشود.»

قیمت اعضا و ناپدید شدن برادر ابونگه
بر اساس گزارش اخیر منتشر شده از سوی سازمان ملل، اعضای بدن زالتنان بین 2000 تا 75000 (تمام اعضا) فروخته میشوند.

درست 30 سال پیش بود که برادر 18 ساله ابونگه که او هم یک زالتن بود، ناپدید شد. آن هنگام ابونگه تنها 15 سال داشت. استفان میگوید: «او یک روز صبح از خانه خارج شد و دیگر به خانه برنگشت... چند روز بعد اعضای خانواده توانستند جسد او را میان بوتهها پیدا کنند. بدن او قصابی شده بود. شکمش باز شده بود و نمیدانم چه چیزی را از داخل شکمش برداشته بودند.»

پدر و مادر ابونگه تلاش کردند تا زندگی عادی را برای دو فرزند زالتن خود فراهم آورند. آنها به نحوی رفتار میکردند که هیچ تفاوتی بین آن دو فرزند و فرزندان دیگر وجود نداشته باشد. به همین دلیل، استفان تا اولین سال مدرسه متوجه تفاوت خود با دیگران نشده بود.

چرا تو سفیدی و ما سیاه؟
استفان میگوید: «همکلاسیهای سال اول مدرسه به من میگفتند که چرا تو سفیدی و ما سیاه؟ آنها به صورتم دست میکشیدند که نکند پودری به خودم مالیدهام.»

استفان اوایل با بچهها دعوا میکرد، اما پدر و مادر او که هر دوی آنها معلم هستند، به خوبی میدانستند که چه تدبیری بیندیشند. استفان میگوید: «آنها مرا وادار کردند که بیشتر درس بخوانم. من هم با شاگرد اول شدن از دیگران انتقام میگرفتم.» اما مانند تمام افراد زال، استفان هم با مشکلات بینایی دست و پنجه نرم میکرد. او حتی ردیف اول مینشست، اما باز هم نمیتوانست به خوبی تخته را ببیند.
مردی که اجازه نداد
افراد زالتن با مشکلات بینایی عدیدهای دست و پنجه نرم میکنند

استفان میگوید: «سر برخی از امتحانهای پایان ترم من مجبور بودم برگه را سفید تحویل دهم. نه اینکه جواب سوالها را ندانم، بلکه اصلا نمیتوانستم آنها را بخوانم. سوالات خیلی ریز بودند. بعدش هم من میرفتم بیرون و گریه میکردم.» استفان بعدها سوگند خورد تا کتابخانهای بسازد که هر کسی با چشمان ضعیف بتواند به راحتی در آنجا بخواند.ٌ

ابونگه سپس به دانشگاه رفت تا در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کند و در کنارش هم روزنامه نگاری بخواند. او تنها زالتن از بین 10 هزار دانشجو بود. به همین دلیل انگشت نمای همه شده بود. استفان میگوید: «مثلا اگر کسی میخواست قرار بگذارد، میگفت بیا آنجا که خانه زالتن است.»

کوهی که زندگی ابونگه را به آتش کشید!
او در سال 2007 و در سن 37 سالگی ازدواج کرد. او در شهر بوآ در کنار کوه کامرون مشغول شد. این کوه یکی از فعالترین کوههای آتشفشانی در آفریقا است.

این کوه آتشفشانی باعث به وجود آمدن بحرانی شدید در زندگی ابونگه شد.

استفان میگوید: «وقتی یک کوه آتشفشانی فعالی میشود، باوری وجود دارد که "اِپاساموتو" یا همان "الهه کوه" عصبانی است. برای آرام کردن او، خون یک زالتن نیاز است.»

آن کوه در سال 1999 فوران کرد. مواد مذاب تا نزدیکی شهر بوآ سرازیر شد. آن فوران آتشفشانی تلفاتی نداشت اما پزشکان سنتی گفتند چون خون چند زالتن ریخته شده، مشکلی به وجود نیامد.

مردی که اجازه نداد
فوران کوه آتشفشانی کامرون در سال 1999

فوران جدید و فرار به ایتالیا
در سال 2007 احتمال فوران مجدد کوه کامرون وجود داشت و مردم هر کاری میکردند تا مانع آن شوند. در چنین مواقعی، یعنی زمانهایی که ابونگه به آن «روان پریشی اجتماعی» میگوید، افراد زالتن به مخفیگاههای خود میروند. ابونگه از ترس جانش تصمیم گرفت تا به خارج برود. همسر و سه فرزند استفان مشکل او را نداشتند و میتوانستند بعدا به او ملحق شوند.

او با کاپیتان یک کشتی آشنا شد. سپس 33 روز را در ظلمات حاکم بر انبار کشتی سپری کرد تا به ایتالیا برسد. استفان میگوید: «من همه چیزم را گذاشتم و آمدم: زن و بچهام، کارم، دوستانم، کشورم...» او به محض اینکه به جنوآ رسید، درخواست پناهندگی داد که با آن موافقت شد.

زالتنی در ایتالیا برای او یک مزیت بود. پلیس به کامرونیهای دیگر گیر میداد اما به او به خاطر رنگ سفیدش کاری نداشتند. او میگوید: «وقتی در کامرون بودم سه دشمن داشتم: خورشید، نفرت مردم و ترس. اینجا این مشکلات را ندارم. اینجا احساس آزادی بیشتری دارم و از کسی هم فرار نمیکنم.»

اشک شوق به خاطر یک هدیه ساده!
ابونگه در خانه جدیدش راحتتر بود. او متوجه شد که یک کرم ضد آفتاب و یک ذره بین برای او گذاشته شده است. استفان قبلا چیزی مانند آنها را ندیده بود و وقتی با کارایی آنها آشنا شد، اشک شوق در چشمانش جمع شد. او قبلا یک رمان را در دو ماه میخواند، اما حالا 10 رمان را در یک ماه میخواند.

او مصمم شد تا کتابخانهاش را در کامرون تاسیس کند. استفان ایتالیایی را یاد گرفت و در تورین مستقر شد و بعد هم به تازه واردان ایتالیایی یاد میداد. در همین دوران با یک روزنامه نگار محلی به نام «فابیو لِپوره» آشنا شد.
مردی که اجازه نداد

سفرهای جولیبو!
فابیو هم از نظر بینایی مشکلاتی داشت و همین مسئله اسباب آشناییِ آنها را رقم زد. آن دو با هم در حال تهیه مستندی از زندگی استفان ابونگه به نام «سفرهای جولیبو» هستند. استفان در شهر محل زندگیاش با نام جولیبو شناخته میشود.

به همین خاطر است که ابونگه پس از 5 سال سر آن جاده جنگلی در کامرون ایستاده و میخواهد با یک پزشک رمال دیدار کند. استفان سوالات زیادی در سر دارد و میداند که افراد زیادی از جمله برادر خودش جانشان را از دست دادهاند.

سرانجام، انتهای آن جاده جنگلی
ابونگه و لپوره پس از 20 دقیقه پیاده روی به یک کلبه چوبی میرسند. گروهی کنار کلبه صف کشیده و مشغول شستن دستهایشان هستند. آن پزشک رمال، شمن یا شاید بهتر باشد بگوییم جادو پزشک، از کلبه خارج میشود تا با ابونگه ملاقات کند؛ ملاقات سختی است.

او یک پیراهن زرد و نارنجی و یک شلوارک به تن دارد. پزشک با هر دوی آنها دست میدهد و نگاهی عجیب به استفان میاندازد.

ملاقات نفس گیر!
لپوره میگوید: «قشنگ میشد متوجه نگاه آن جادوگر به استفان شد؛ درست مثل گنجی که جلوی چشمانش برق میزند. آن پزشک جادوگر همچون شیری درنده به آهوی دشت نگاه میکرد.»

ابونگه و لپوره به دنبال او وارد کلبه میشوند. آنها آثار به جای مانده از مراسم عجیب شب گذشته را به چشم میبینند: مراسم قربانی کردن جانوران.

ابونگه هدیه خود را به او میدهد. پزشک جادوگر نیز چند تکه چوب به او میدهد تا در دستش نگه دارد. او اما هیچ توضیحی در این مورد به ابونگه نمیدهد.

مردی که اجازه نداد
ابونگه سوال اول خود را میپرسد: «افراد زال در فرهنگ این کشور چه جایگاهی دارند؟»

پزشک اما اصلا گوش نمیدهد؛ او به گنجی که با پای خودش با آنجا آمده مینگرد. او به ابونگه میگوید: «تو ارزش خودت را نمیدانی. نمیدانی چقدر میارزی... همه به دنبال افراد زال هستند؛ افرادی مثل تو. از موی سر گرفته تا ناخن پا و حتی استخوانهایت؛ همه آنها قیمتی هستند. همه به دنبال افرادی مثل تو هستند... فکرش را کن که اگر ما بدانیم یک زالتن در جایی دفن شده، میرویم و آن را خارج میکنیم تا شاید چیز به درد بخوری عایدمان شود.»

ابونگه بر اعصابش مسلط است و سوال بعدی را میپرسد. در این حین، پزشک میگوید که هفتهای چهار مریض دارد که همه آنها به دنبال «معجونی از افراد زال» هستند تا خوب شوند. ابونگه میگوید: «آیا میدانی که شمار افراد زال در حال کاهش است؟ و آیا قبول داری که کشتن این افراد اصلا صحیح نیست؟»

جادوگر در جواب میگوید: «کسی به خاطر لذتش آدم نمیکشد. افراد زال منبع درآمدند.»

ابونگه میگوید: «آیا از این نمیترسی که روزی یک پلیس به اینجا بیاید و از راز تو باخبر شود؟ این همه استخوان انسان در اینجا وجود دارد.»

پزشک جادوگر میگوید: «اگر هم پلیس به اینجا بیاید، او چه میخواهد؟ پول؟ خب سر آن با هم کنار خواهیم آمد.»

آن دو پس از یک ساعت پرسش و پاسخ از کلبه خارج میشوند.

مردی که اجازه نداد
ابونگه میگوید: «تنها چیزی که میخواستم این بود که از آنجا خارج شوم.» انگار غریزهاش بر او حاکم شده باشد. ابونگه میگوید: «هر بار که آن مصاحبه را میبینم به خودم میگویم چرا واکنشی نشان ندادم.»

فقط پول!
ابونگه میگوید که تنها چیزی که دستگیرش شد این بود که آنها به خاطر پول آدم میکشند. به همین دلیل، او تصمیم گرفت تا بیشتر به مشکلات واقعی زالتنها فکر کند: سلامت و آموزش.

بزرگترین مشکل نور خورشید است. بر اساس گزارش سازمان ملل، اکثر افراد زال در سنین 30 تا 40 سالگی به دلیل ابتلا به سرطان پوست از دنیا میروند. اکثر آنها هم به دلیل مشکلات بینایی مدرسه را رها میکنند.

کتابخانه ابونگه
یک خیر بخشنده ایتالیایی مبلغ 11 هزار یورو به ابونگه کمک کرد تا او کتابخانهای که همیشه آرزوی تاسیسش داشت را تاسیس کند.

حالا افرادی که مشکلات بینایی داشتند، میتوانستند به بزرگترین شهر کامرون یعنی «دوالا» بروند و در آنجا از خدمات کتابخانه «لو پاویلون بلان» بهره ببرند. تا امروز 70 نفر عضو کتابخانه شدهاند و اکثر آنها نیز زالتن هستند. اعضا در حال حاضر باید مبلغ کمی را بپردازند، اما ابونگه امیدوار است که به زودی بتواند کمکهزینه دولتی برای اداره آن دست و پا کند.

مردی که اجازه نداد
کتابخانهای ابونگه همیشه آرزوی تاسیسش را داشت


هدف او همواره این بوده که نشان دهد افراد زال با دیگران هیچ تفاوتی ندارند. او همچنان به تدریس ایتالیایی مشغول است و در رادیو نیز فعالیت دارد، اما بیشتر وقت و انرژیاش را صرف اداره کتابخانه میکند. او به طور مرتب از ایتالیا به کامرون سفر میکند تا خانوادهاش را ببیند. همسر ابونگه از او جدا شده، اما او همچنان با روحیه به کارش ادامه میدهد.

استفان میگوید: «آخر قصه خیلی خوب تمام شد. من به مدرسه رفتم، صاحب شغل شدم، ازدواج کردم و فرزند دارم. افراد زیادی هستند که چنین شرایطی را ندارند.»


* زالتنی به شرایطی گفته میشود که بدن فرد فاقد هرگونه رنگدانه باشد.

** شمنباوران معتقدند که بهوسیله تماس با ارواح میتوان بیماری و رنج افراد را تشخیص داد و درمان کرد و یا در افراد ایجاد بیماری و رنج نمود. از این دیدگاه شمنباوری مانند آیین زار یکی از روشهای «جادو پزشکی» است. توان پیشگویی آینده نیز یکی دیگر از باورها در شمنگرایان است.

منبع: BBC World
ترجمه: وبسایت فرادید
مترجم: سبحان شکری


فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 192 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:26

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 136 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:26

مطالعات نشان داده برای لذت بیشتر از زندگی و شاد زیستن زوجها نباید رابطهشان را با زوجهای دیگر مقایسه کنند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران؛ از جمله عواملی که زندگی مشترک را شاد و رضایت بخش میکند حس شوخ طبعی، تنوع، اعتماد متقابل، تفاهم، تمرکز بر نکات مثبت زندگی، توجه به خصوصیات خوب طرف مقابل، همیاری، مشورت، احترام و دوست داشتن است. در مقابل، مقایسه رابطه خود با دیگران همه چیز را خراب میکند.

بنابر مطالعهای در دانشگاه تکزاس، رضایت زوجها از یکدیگر به راحتی بدست میآید به شرطی که خود را با زوجهایی که میشناسند مقایسه نکنند. براساس این مطالعه، وقتی زوجی یکدیگر را برای ازداج انتخاب میکنند تصور و احساسی خوب نسبت به یکدیگر دارند تا زمانی که یکی از آنها در ذهن یا به زبان طرف مقابل یا زندگیشان را با دیگری مقایسه کند.

بهترین روش برای تضمین ازدواج و افزایش شادی فکر کردن به این مضوع است که چه انتخاب درستی داشتهاید و تا چه حد از زندگیتان رضایت دارید. علاوه بر این، باید تمام تلاش خود را متمرکز بر افزایش شادی و حفظ دستاوردهای خوب و خوشایند زندگی مشترکتان کنید.

مقایسه خود با دیگران یا زندگی خود با زندگی زوجهای اطراف، آفتی خانمان سوز در زندگی زناشویی است. به همین دلیل سعی کنید زندگی و دستاوردهای آن را با روزهای ابتدایی آشناییتان مقایسه کنید و تلاش کنید موفقیتهایتان را بیشتر کنید. در ضمن، فراموش نکنید که شما تنها ظاهر زندگی افراد را میبینید و هیچ اطلاعاتی راجع به داخل و حقایق آن ندارید پس مقایسهتان بی پایه و اساس است.

فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 112 تاريخ: جمعه 31 ارديبهشت 1395 ساعت: 16:26

در این گزارش نگاهی می اندازیم به درگیری فیزیکی نمایندگان پارلمان های کشورهای مختلف جهان. فی ما فی...

ما را در سایت فی ما فی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان بازدید: 122 تاريخ: پنجشنبه 30 ارديبهشت 1395 ساعت: 23:43

صفحه بندی